همه نشانه های آسم !

علائم بیماری آسم و تشخیص آن

کودک مبتلا به آسم

در مطلب قبلی در مورد خود بیماری آسم و انوع آن ، واینکه چه افرادی بیشتر مستعد ابتلا به آن هستند برای شما توضیح دادیم. حال سایر اطلاعات راجع به این بیماری را پیگیری می کنیم.

عوامل زمینه ساز بیماری آسم کدام است؟

علاوه بر علت ژنتیک، یک سری از آلرژن های خانگی مانند سوسک های خانگی می توانند سبب ایجاد آسم شوند و یا در فرد مستعد امکان ابتلا را افزایش دهند.

هم چنین یک سری از داروها مانند آسپرین، ایندومتاسین و بعضی از داروهای قلبی می توانند باعث ایجاد آسم در فرد مستعد شوند.

موادی که به اصطلاح آلاینده های محیطی گفته می شود و آن هایی که در هوا رسوب می کنند، مانند ذرات اگزوز ماشین هم می توانند سبب آسم شوند. از جمله آلاینده های محیطی می توان به فاکتورهای شغلی و افرادی که سر و کارشان با بافندگی یا وسایل کشاورزی است، اشاره کرد. این افراد بیشتر در معرض ابتلا به آسم قرار دارند.

از موارد دیگر، مسایل عفونی می باشد. عفونت های ویروسی شایع ترین علت ابتلا به آسم می باشند، مانند عفونت های ویروسی دستگاه تنفسی که می تواند باعث حمله آسم شود.

 

ادامه نوشته

اسم از ابتدا  تااکنون!

ادامه نوشته

چوب کبریت تو گوشات نکن!خطرناکه!

همه نکات درمورد گوشات!  ادامه مطلب را بخوان!
ادامه نوشته

امان ازریزش مو !!

ادامه نوشته

اموزش پیش از آمیزش!

همه ریزه کاری های ایدز!!
ادامه نوشته

سرطان بزرگ!درروده بزرگ

روش‌های تشخیص سرطان روده

روده بزرگ

در اغلب موارد تشخیص این سرطان چندان مشكل به‌ نظر نمی‌ رسد. با کسب اطلاع درباره ی تغییر در اجابت مزاج، درد شكم و یا خونریزی می ‌توان به انجام اقدامات تشخیصی مبادرت ورزید. از طرف دیگر، مدت زمان زیاد مورد نیاز برای تبدیل یك پولیپ به تومور بدخیم، این فرصت را به تیم درمانی می ‌دهد تا بتوانند با برداشتن پولیپ‌ها تا حد زیادی از بروز سرطان جلوگیری كنند.

 

ادامه نوشته

انیمشن پروتئین سازی درریبوزوم!

پروتئین سازی درریبوزوم

پروتئین سازی در ریبوزوم

 

ژن کلونينگ

ژن کلونينگ

ژن کلونينگ فرآيندي است که طي آن توالي مشخصي از DNA را جداسازي مي‌کنند تا نسخه‌هاي يکساني از آن را در محيط طبيعي ( سلول يا بافت زنده ) بدست آورند.

هدف از ژن کلونينگ فراهم کردن نسخه‌هاي متعدد از يک ژن منفرد است. تکثير يک ژن در حوزه‌هاي مختلف تحقيقاتي مورد استفاده است. به علاوه داراي کاربردهاي پزشکي از قبيل ژن درماني و کاربردهاي صنعتي نظير توليد مقدار زيادي از يک پروتئين مي‌باشد.

براي کلون کردن ژن قطعه‌اي از DNA را از موجودي به موجود ديگر منتقل مي‌کنند. سلولي را که منشا DNA از آن است را « دهنده » و سلولي را که آن را دريافت مي‌کند « ميزبان» مي‌گويند.

تکثير ژن

کلونينگ ژن به روش‌هاي مختلفي صورت مي‌گيرد اما اساس همه‌ي آنها به اين صورت است که DNA هدف از سلول دهنده استخراج مي‌شود و با کمک آنزيم‌هايي برش داده مي‌شود و به داخل يک مولکول DNA حلقوي، که معمولاً يک پلاسميد است و نقش ناقل ( وکتور ) را دارد، وارد مي‌شود. به اين ترتيب يک مولکول  DNA نوترکيب ساخته مي‌شود. در مرحله‌ي بعد DNA نوترکيب را به سلول ميزبان که اغلب نوعي باکتري مي‌باشد منتقل مي‌کنند. اين مرحله را ترنسفورماسيون مي‌نامند. DNA  نوترکيب در سلول ميزبان همانندسازي مي‌کند و همراه سلول ميزبان تکثير مي‌شود. سلول‌هاي حاصل از تقسيم سلول ميزبان اوليه، نسخه‌هايي از DNA نوترکيب همانندسازي شده را به ارث مي‌برند. سلول‌هاي باکتري به دنبال تقسيمات متعدد کلني تشکيل مي‌دهند و از آنجا که اعضاي اين کلوني حاوي يک يا چند نسخه از ژن مورد نظر ما که در DNA نوترکيب حمل مي‌شود مي‌باشد، مي‌توان گفت اين ژن کلون شده است.

استخراج و برش ـ اولين گام در توليد  DNA نوترکيب و سپس کلون کردن آن، استخراج و برش وکتور از سلول باکتري و  DNA از سلول دهنده مي‌باشد.

براي استخراج DNA از سلول دهنده، ابتدا بايد «عصاره‌ي سلولي» تهيه کرد. براي اين منظور غشاي سلول را متلاشي مي‌کنند تا محتويات آن خارج شود سپس مخلوط حاصل را سانتريفيوژ مي‌کنند تا زوائد آن ته‌نشين شود و مايع رويي که «عصاره‌ي سلولي» است و حاوي DNA مي‌باشد را جمع آوري مي‌کنند. عصاره‌ي سلولي علاوه بر DNA حاوي پروتئين و RNA نيز مي‌باشد. با يکي از روش‌هاي «تجزيه‌ي آنزيمي پروتئين و RNA » يا «کروماتوگرافي تعويض يوني» DNA را از عصاره‌ي سلولي تخليص مي‌کنند.

براي استخراج پلاسميد از سلول باکتري، بعد از تخليص DNA بايد پلاسميد را از DNA کرومزوم باکتري جدا کرد. براي اين منظور از تکنيک « اولتراسانتريفيوژ » که بر مبناي شيب جرمي مي‌باشد استفاده مي‌کنند.

بعد از جداسازي، DNA سلول دهنده بايد به قطعات کوچکتر بريده شود. برش DNA به قطعات کوچکتر را مي‌توان از طرق راه‌هاي مختلفي انجام داد از آن جمله ايجاد شکست در DNA با استفادها از امواج صوتي ( سونيکيت )مي‌باشد. در اين صورت طول قطعات حاصل از يک مولکول DNA با مولکول ديگر متفاوت خواهد بود چرا که شکست مولکول DNA به صورت تصادفي صورت مي‌گيرد. کشف «آنزيم‌هاي محدود کننده» (restriction enzymes) محققان را قادر ساخت تابتوانند قطعات با طول يکسان را از چندين مولکول DNA يکسان فراهم کنند. آنزيم‌هاي محدود کننده باکتري‌ها را قادر به دفاع در مقابل فاژها مي‌کند. اين آنزيم‌ها مولکول DNA را درمحل‌هاي ويژه‌اي باترتيب نوکلوتيدي خاصي قطع مي‌کنند. بنابراين براي آنکه‌ يک مولکول DNA با اين آنزيم‌ها بريده شود، وجود توالي‌هاي خاصي به نام «جايگاه محدود کننده» در مولکول DNA ضروري است و بايد براي برش DNA به دنبال آنزيمي گشت که داراي بيش از 2 جايگاه محدود کننده بر روي آن باشد.

همچنين مزيت ديگر استفاده از آنزيم‌هاي محدود کننده اين است که مي‌توان از همان آنزيم براي برش پلاسميد ناقل استفاده کرد و به اين طرق امکان انطباق دو انتهاي قطعه‌ي ژن هدف با دو انتهاي بريده شده‌ي پلاسميد را به سادگي فراهم کرد.

انطباق دو انتهاي قطعه‌ي ژن هدف با دو انتهاي بريده شده‌ي پلاسميدمنبع:تبیان

لوپوس روی پوست!

بیماری لوپوس و علائم آن

لوپوس

در سال های اخیر بیماری های اتو ایمیون، نه تنها در ایران بلکه در اکثر کشورهای دنیا شیوع وسیعی یافته است.

یکی از این بیماری ها، لوپوس می باشد که با نام انحصاری SLE که مخفف

Systemic Lupus Erythromatosis می باشد خوانده می شود.

متاسفانه هنوز هیچ گونه درمان موثری برای این دسته از بیماری ها پیدا نشده است و بهترین درمان تنها کنترل پیشرفت بیماری است.

این بیماری می تواند به مرور زمان بسیاری از سیستم های بدن را درگیر و آن ها را تخریب کند و مشکلات زیادی برای بیمار به همراه بیاورد. مسلما تشخیص هر چه زودتر و شروع هرچه سریع تر درمان در این بیماران اهمیت به سزایی دارد.

خانم دکتر لطفا بفرمایید لوپوس چیست؟

لوپوس یک بیماری چند سیستمیک است، یعنی چند سیستم ارگان بدن را درگیر می کند در واقع لوپوس یک بیماری خود ایمنی چند سیستمی است که قسمت های مختلف بدن از جمله پوست، مفاصل، چشم، مغز، کلیه ها، قلب و ریه ها را درگیر می کند. این بیماری معمولا در خانم ها ی جوان بیشتر دیده می شود.

علایم این بیماری کدام است؟

علایم این بیماری در افراد مختلف، به یک شکل نمی باشد و هر بیمار می تواند نوعی از بیماری را بروز دهد. ضمنا این طور هم نیست که سیستم های مختلف بدن همزمان درگیر شوند، بلکه به مرور درگیر می گردند. از علایم عمومی این بیماری می توان به ضعف، بی اشتهایی ، کاهش وزن ، و بی خوابی که می تواند به صورت مزمن و به حالت کوفتگی و خستگی باشد، اشاره کرد. این علایم می توانند مدت ها قبل از این که این بیماری کسی را مبتلا کند، در شخص دیده شوند. از علایم مهم این بیماری می توان به درد و ورم مفاصل اشاره کرد.

درد و  و ورم مفاصل بیشتر در مفاصل کوچک اتفاق می افتد. اما مفاصل بزرگ هم می توانند درگیر شوند. علایم درگیری مفاصل به صورت درد، گرمی، قرمزی و تورم مفاصل مچ دست ها و مفاصل کوچک انگشتان و ناحیه آرنج، زانو، شانه، گردن و ران معمولا تظاهر می یابند. معمولا تعداد مفاصلی که درگیر می شوند کم می باشد، ولی اگر بیشتر از دو ناحیه مفصلی باشد، باید به عنوان یکی از معیارهای تشخیص این بیماری تلقی گردد. در این درگیری مفصلی، معمولا تخریب ایجاد نمی شود و آسیب دایمی در مفصل به جا نمی ماند. به عبارتی بیماری لوپوس مانند بیماری آرتریت روماتوئید باعث ایجاد تغییر شکل دایمی در مفاصل بیمار نمی شود.

از جمله ضایعات زخم مانند و قرمز رنگ و برجسته در نواحی مختلف پوست ایجاد می شود و گاهی اوقات تمام پوست حالت قرمز رنگی به خود می گیرد. در بعضی موارد، پوست دست ها و ناحیه بین بندهای انگشتان دچار قرمزی می شود. از دیگر درگیری های این بیماری، ریزش مو است که ممکن است ریزش مو گذرا و موقتی باشد و دوباره موها رشد خود را به طور طبیعی از سر بگیرند.

 

...

 

ادامه نوشته

حلول ماه رمضان مبارک!

گروه خوني ات را بگو         تابکاوم روانت را !

رابطه گروه خوني و شخصيت

 گروه خوني O : افرادي سالم تر ، داراي هدفي مشخص و انديشمند هستند بيش از ديگران حسود و مقام طلبند . پر حرف اند ولي سياستمداران ، وزيران و ورزشكاران خوبي هستند.

 گروه خوني A : افراد آرام ، منظم ، مطيع قانون و قاعده و بدون اعمال خشونت هستند انعطاف ناپذير ، تودار ، خودخواه و مشكل پسندند. اين افراد براي كارهاي حسابداري ، هرگونه امور اقتصادي ، مالي ، كامپيوتر و مهندسي شايستگي دارند.

گروه خوني B : مردماني رك و سريع الهجه ، حساس و در عين حال داراي پشتكار هستند. ناشكيبا ، غيرقابل پيش بيني و در كارهايي كه مورد علاقه آنهاست تنبل اند اين افراد دهانشان چفت و بست نخواهد داشت و نمي شود اسرار و كارهاي محرمانه را با آنها در ميان گذاشت. اين افراد شايسته روزنامه نگاري و نويسندگي ، هنر و كارهاي فكري هستند

 گروه خوني AB : افرادي منطقي ، حسابگر ، امين و رو راستند سازمانده ، مطيع و در عين حال نيرومند هستند اين افراد به آساني كسي را نمي بخشند، گاهي خشمگين مي شوند و اغماض را دوست ندارند 

 چي ؟ درست بود؟ درست نبود؟

نمونه سئوالات زيست شناسي پيش دانشگاهي

ادامه نوشته

پری دریایی نجاتم بده!

بدنبال درمان سرطان درگیسوی پری دریایی

یک گروه تحقیقاتی از دانشگاه کالیفرنیا واقع در سن‌دیگو بر این عقیده‌اند که می‌توان سرطان را با یک باکتری سمی سرخ‌رنگ طویل‌الرشته - که در جنوب اقیانوس اطلس در زیر گیاهان منگرو رشد می‌کند- درمان کرد.

گیسوی پری دریایی

این دانشمندان دریافتند که ماده‌ای قوی به نام گیسوی پری دریایی در این باکتری وجود دارد که سلول‌های تومور را می‌کشد.

این مادة مؤثر ـ که به سوموسیستئین‌آمید A یا ScA معروف است ـ می‌تواند سلول‌های سرطانی را هدف قرار داده، نابود کند، همچنین با جلوگیری از تشکیل رگ‌های خونی ـ که سلول را تغذیه می‌کنند ـ از رشد تومور جلوگیری می‌کند. تنها سه میلی‌گرم از این ماده(معادل یک دانه برنج) برای مقابله با یک استخر پر از سلول سرطانی کافی است.

این گروه ابتدا ScA را از باکتری فوق در سواحل فیجی جمع‌آوری کردند؛ البته ساختار این ماده ساده است و امکان تولید صناعی آن وجود دارد؛ از این رو جمع‌آوری میزان زیادی از آن برای مراحل بعدی تحقیق ضرورتی ندارد، سپس این ماده را روی سلول‌های سرطانی در محیط تخم‌مرغ زنده آزمایش کردند. در گام بعد آزمایش باید روی انسان صورت می‌گرفت؛ این مرحله بسیار مهم بود زیرا ماده باید بدون آسیب رساندن به بافت زنده به هدف برسد، برای این مقصود از فناوری‌نانو استفاده شد.

ScA خودبه‌خود به تکه‌هایی به اندازة مولکولی انبوه می‌شود؛ در واقع خودبه‌خود تشكیل نانوذره می‌دهد. پس می‌توان به‌راحتی و با استفاده از فناوری‌نانو بدون آسیب رساندن به سلول‌های زنده، وارد آنها شده، این ماده را به تومورها برساند. بدون استفاده از فناوری‌نانو این مواد برای بدن بسیار سمی هستند. گفتنی است مواد بسیاری هستند كه طبیعتاً این گونه‌اند ولی با وجود دارورسانی با کمک فناوری‌نانو، می‌توانند به یک فراوردة دارویی تبدیل شوند.

 

 

منبع:nano.ir

عجائب خلقت در دنیای جانوران!

 

تصاویر زیر 8 نوع از عجیب ترین موجودات زنده را نشان می دهد که متاسفانه بیشتر آنها در خطر انقراض قرار دارند.

لاکپشت ماتا ماتا

لاك پشت ماتا ماتا

این لاك پشت ابتدا در داخل شهر در كنار رودخانه ها و نهرهایی كه دارای آب تازه با جریان ملایم هستند دیده شده است. بدن غول پیكر همراه با لاك نرم این حیوان می‌تواند در طول به رشد 6 فوت (حدود 2 متر) و در وزن به بیشتر از 100 پوند (حدود 50 كیلوگرم) برسد.

ماتاماتا در كنار نهرهایی با آبهای تیره و آرام، بركه های راكد، مرداب ها، باتلاق ها در قسمتهای شمالی بولیوی، شرق پرو، اكوادور، شرق كلمبیا، ونزوئلا، گینه، و بخشهای شمالی و مركزی برزیل زندگی می‌كند. ماتاماتا از انواع حیوانات آبزی به شمار می‌آید، اما ترجیح می‌دهد در آبهای كم عمق زندگی كند تا راحت بتواند برای نفس كشیدن به سطح آب بیاید.

آچیدنا

آچیدنا

این اچیدناها یك گروه از دو گروه پستانداران تخم گذار هستند (گروه دیگر آنها پلاتیپوسها هستند). این جوجه تیغی های پوزه دراز در گینه جدید زیاد دیده می‌شوند.

آرمادیلوی

آرمادیلوی پری مانند صورتی رنگ

این حیوان در آرژانتین مركزی یافت شده است و در دشتهای بی آب و شنی پوشیده شده از كاكتوسها و بوته های خاردار سكونت دارد. این حیوان زمانی كه می‌ترسد این توانایی را دارد كه زیر خاك از نظرها پنهان شود. آرمادیلوها سوراخهای كوچكی در زیر زمین نزدیك مجتمع مورچه ها در خاك خشك حفر می‌كنند. و معمولا ًاز مورچه و نوزادانشان در نزدیكی پناهگاهشان تغدیه می‌كنند.

موش گوش دراز

موش گوش دراز

این "میكی موس بیابانی" جانوری جونده شبیه موش است، دم دراز، پاهای عقبی بلند برای پریدن و به خصوص گوش خیلی درازی دارد. این موش در بیابانهای چین و مغولستان یافت شده است. این حیوان در لیست قرمزIUCN در گروه حیوانات در حال انقراض طبقه بندی شده است.

جانور حشره خوار الفانت

جانور حشره خوار الفانت

آنها به طور وسیعی در بخشهای جنوبی آفریقا گسترده اند و اگرچه در محلهای عمومی و اجتماعی زندگی نمی كنند، ولی قادر به زندگی كردن در انواع زیستگاه های طبیعی از بیابان نامیب گرفته تا مكانهای صخره ای جنوب آفریقا و جنگل های انبوه هستند.

خرگوش پاتاگونیان مارا

خرگوش پاتاگونیان مارا

یك حیوان جونده درشت هیكل كه هم شبیه خرگوش و هم شبیه یك الاغ به نظر می‌رسد. این پاتاگونیان مارا در قسمتهای

مركزی و جنوبی آرژانتین زندگی می‌كند. ماراها در علف زارهای كم باران و بوته زارها و دشتها سكونت دارند.

موش كور با بینی ستاره ای شكل

موش كور با بینی ستاره ای شكل

موش كور بینی ستاره ای در مناطق مرطوب نواحی پست زندگی می‌كند. از جانوران بدون مهره كوچك، حشره های آبزی،

كرمها وحلزونها تغذیه می‌كند. او شناگر ماهری است و می‌تواند در قسمتهای پایینی نهرها و دریاچه ها برای یافتن غذا ب

ه جستجو بپردازد. مثل بقیه موش كورها می‌تواند تونلهای كم عمقی حفر كند؛ اغلب راه خروج این تونلها از زیر آب می‌باشد.

شاخكهای حساس بینی تقریباً با یكصد هزار شاخك ریز پوشیده شده است كه به غریبه ها صدمه می‌زند

بزکوهی

بز كوهی سایگا

سایگا جزو حیوانات در حال انقراض طبقه بندی شد. امروزه تخمین زده می‌شود كه مجموعاً 50.000 سایگا وجود داشته

باشند، كه در كالمیكیا، سه منطقه در قزاقستان و در دو منطقه قرنطینه شده در مغولستان زندگی می‌كنند.

خون ودیگر هیچ !

تشکيل خون در بدن گويچه هاي سرخ خوني از ماده اوليه اي به نام سلول‌هاي پلاريپوتنت (pluripotent stem) در مغز استخوان هاي سرخ ساخته مي‌شوند. فرايند تشکيل گويچه هاي سرخ هموپوايسس (hemopoiesis) يا همتوپواييس (hematopoiesis) خوانده مي‌شود. در بزرگسالان هموپوايسس درون مغز استخوان‌هاي دنده، ستون مهره‌ها، قفسه سينه و لگن خاصره روي مي‌دهد. يک گويچه سرخ به طور متوسط تنها سه تا چهار ماه عمر مي‌کند. علت اين مدت زماني کوتاه عمر اينست که گويچه‌هاي سرخ دائما از ميان مويرگ‌هاي بسيار ريز عبور ِ همراه با فشار مي‌کنند که پس از مدتي منجر به صدمه ديدن و از بين رفتن آنها مي‌شود. گويچه‌هاي سرخ مصدوم و از رده خارج توسط سلول‌هاي فگسايتيک (phagocytic) منهدم مي‌شوند. فگسايتيک‌ها سلول‌هايي در کبد هستند که ديگر سلول‌هاي مرده را خورده و آنها را درون خود هضم مي‌کنند. بخش‌هايي از گويچه‌هاي مصدوم مثل ترکيبات آهن هموگلوبين براي استفاده مجدد در ساخت گويچه‌هاي سرخ جديد بازيافت مي‌شوند. گويچه سفيد در بدن انسان تعداد گويچه هاي سفيد کمتر از گويچه هاي سرخ است. هر ميکرو ليتر از خون انسان حاوي 5000 تا 10000 گويچه سفيد مي باشد. تعداد گويچه هاي سفيد افزايش مي يابند البته زماني که بدن در حال دفع عفونت يا بيماري است. تعداد آنها تا زماني که سيستم ايمني حضور يک مهاجم خارجي را تشخيص دهد ثابت مي ماند. وقتي که سيستم ايمني فعال مي شود، مواد شيميايي که ليمفوکين ها (lymphokines) ناميده مي شوند باعث توليد گويچه هاي سفيد مي شوند. وظيفه گويچه هاي سفيد دفاع از بدن در مقابل تعرض عوامل خارجي مي باشد و آنها از جمله مؤلفه هاي اصلي سيستم ايمني هستند. گويچه هاي سفيد معمولاً در رگ ها گردش نمي يابند. و در عوض در مايع ميان بافتي و غده هاي لنفي يافت مي شوند. غده هاي لنفي از بافت لنفاوي تشکيل مي شوند و در نقاط استراتژيک بدن قرار مي گيرند. خون از طريق غده هاي لنفي فيلتر مي شود و گويچه هاي سفيد که در غده ها ظاهر مي شوند به سوي عوامل خارجي هجوم برده و آنها را از بين مي برند. انواع سلولهاي خوني سفيد بدن انسان شامل پنج نوع گلبول سفيد هست:مونوسيتها،نوتروفيلها،بازوفيلها،ائوزينوفيلها ولنفوسيتها. هرنوعي از گلبول سفيد ، نقش خاصي را در سيستم دفاعي بدن ايفا مي کند. زير ميکروسکوپ،در سيتوپلاسم سه نوع از گلبولهاي سفيد دانه هاي کوچکي ديده مي شود. اين سه تا ،نوتروفيلها ،بازوفيلها و ائوزينوفيلها هستند. به اين سه نوع گلبول با هم ،گرانولوسيتها گفته مي شود.اين دانه ها (گرانولها)ماده هاي شيميايي خاصي هستند که در مواقع پاسخگويي ايمني ،آزاد مي شوند. دو نوع ديگر گلبولهاي سفيد(مونوسيتها و لنفوسيها) ،فاقد اين گرانولها هستند که به عنوان لکوسيتهاي(گلبولهاي سفيد) آگرانولار(فاقد گرانول) شناخته شده اند. مونوسيتها که 3%تا8% از سلولهاي سفيد و نوتروفيلها که 60% تا 70% سلولهي سفيد را شامل مي شوند،فاگوسيتها ناميده مي شوند. آنها سلولهايي که شامل ميکرو ارگانيسم هاي خارجي مثل باکتري هستند را مي بلعند وهضم مي کنند. مونوسيتهاي موجود در سلولها ،ماکروفاژها هستند. ماکروفاژها مي توانند در يک مکان ثابت باشند .مثلا در مغز يا غده اي لنفي؛ يا مي توانند در محلهايي که به آنها نياز هست سرگردان باشند ،مثل مکان عفونت. نوتروفيلها خصوصيت دفاعي ديگري علاوه بر مونوسيتها دارند و آن آزاد کردن گرانولهاي ليزوزيم دار است؛ آنزيمي که سلولها را خراب مي کند. بازوفيل ها 0.5% تا 1% از کل گلبولهاي سفيد را در بر مي گيرند. و عملکرد آنها در بدن، در پاسخ گويي التهابي است. آلرژيها ، به خاطر چنين پاسخي به مواد بي ضرر ومشابه(مشابه موادي که براي بدن مضر هستند ، مي باشند .ولي ، بيگانه تلقي مي شوند. درنتيجه ،سيستم در برابر آن دفاع مي کند) ،مثل گرد و غبار و دانه گرده که در افراد حساس بوجود مي آيند. موقعي که بازوفيلها فعال مي شوند ماده شيميايي گوناگوني آزاد مي کنند که نشانه هاي خاص آلرژي(حساسيت) را بوجود مي آورند. به عنوان مثال، هيستامين باعث آبريزش بيني وجمع شدن اشک در چشم مي شود که به واکنش هاي آلرژي مربوط مي شوند. هپارين هم ماده اي ضد انعفاد خون است که منعقد شدن خون را کاهش مي دهد و جريان خون را به مکان التهاب که متورم شده است ،سوق مي دهد. ائوزينوفيلها که2% تا 4%از کل سلولهاي سفيد را در بردارد، به منظور خنثي کردن اثر هيستامين و ديگر ماده هاي التهاب کننده ،باور مي شوند. آنها همچنين باکترهايي که با سلولها درگير شده بودند را،فاگوسيته(بيگانه خواري) مي کنند. لنفوسيتها که 20% تا 25% از کل سلولهاي سفيد را شامل مي شوند به دو نوع تقسيم مي شوند: لنفوسيتهاي B و لنفوسيتهاي T نام اين لنفوسيتها از منشا آنها گرفته مي شود.لنفوسيتهاي T به خاطر تيموس ، T ناميده شده اند. تيموس اندامي است که در ناحيه بالايي قفسه سينه، جاي گرفته است که سلولها در آن بالغ مي شوند. و لنفوسيتهاي B به خاطر ناحيه اي از بدن پرندگان(bursa fabricus) که در آنجا سلولها بالغ مي شوند، ناميده مي شود. لنفوسيتهاي T نقش مهمي را در پاسخهاي دفاعي ايفا مي کنند. يک نوع از لنفوسيتهاي T ،لنفوسيتهاي کمک کننده مي باشد. زمانيکه با ماکروفاژي که ميکروارگانيسم خارجي را هضم کرده است،روبرو مي شوند، فعاليت در پاسخ ايمني را شروع مي کنند. نوع ديگر لنفوسيت T،سيتوتوکسيک (کشنده)ناميده مي شود که سلولهاي آلوده شده توسط ميکرو ارگانيسم هاي خارجي را مي کشد. زمانيکه لنفوسيتهاي B توسط لنفوسيتهاي T فعال مي شوند،(در اثر تقسيم لنفوسيت به پلاسما سل يا پلاسموسيت تبديل ميشوند)، پلاسموسيتها مقدار زيادي آنتي بادي(پادتن) ترشح مي کنند. همه سلولهاي سفيد خون در مغز قرمز استخوان بوجود مي آيند.هرچند، اينها از سلولهاي بنيادي لنفي موجود در مغز قرمز استخوان بوجود مي آيند. اين سلولهاي بنيادي در طحال،لوزه،آدنوئيد و گره هاي لنفي ،رشد پيدا ميکنند وبالغ مي شوند. پلاکتهاي خوني پلاکتها سلول نيستند آنها تکه سلولهايي هستند که در انعفاد خون نقش دارند. تعداد پلاکتها در هر ليتر خون حدود 250،000 تا 400،000 مي باشد. منعقد شدن خون يک پروسه پيچيده است که با واکنش هاي آبشاري شکل(منظور شکل فرآيند)که در شکل گيري لخته خون نقش دارند،درگير است. پلاکت ها شامل ماده هاي شيميايي هستند که فاکتورهاي انعقاد ناميده مي شوند. اولين فاکتور انعقاد، توسط پروتئيني بنام پروترومبين آميخته مي شود اين واکنش پروترومبين را يه ترومبين تبديل مي کند. ترومبين متناوبا ،فيبرينوژن را به فيبرين تبديل مي کند. فيبرين، پروتئين رشته مانندي هست که سلولهاي خوني را ،که در محل جراحت خارج مي شوند،به دام مي اندازد. زماني که توده خون سخت مي شود، باعث ترميم شدن بريدگي مي شود. اين مراحل براي قسمت هاي نسبتا کوچک بريده شده پوست به کار مي روند. موقعي که بريدگي بزرگ باشد يا سرخرگي قطع شده باشد، از دست دادن خون شديد مي شود که کاهش فشار خون، از شکل گيري وترميم بريدگي ممانعت مي کند.به علاوه ، در بيماري ارثي به نام هموفيليا يک يا چند فاکتور در پلاکت ها وجود ندارند. اين اختلال حتي در بريدگيهاي کوچک، باعث خونريزيهاي شديد، مي شود. پلاکت ها محدوده زندگي کوتاهي دارند،آنها براي پنج تا نه روز قبل از اين که تغيير مکان بدهند زنده مي مانند. پلاکتها در مغز قرمز استخوان توليد مي شوند واز بقيه سلولهاي قرمز جدا شده هستند.

سلول بنیادین در قلب

کشف سلول بنیادین در قلب خارجی‌ترین لایه‌ی دیواره‌ی قلب، اپیکارد،نقشی فراتر از لایه‌ای حفاظتی دارد. بر اساس دو مطالعه‌ی مستقل، که در مجله‌ی Nature به چاپ رسیده‌اند، به وجود نوعی سلول بنیادی در این لایه‌‌ی حفاظتی پی‌برده‌اند. این کشف امیدهای تازه‌ای را برای بازسازی آسیب‌های قلبی ایجاد کرده است. پریکارد لایه‌ی محافظتی اطراف قلب است که خود از دو جدار تشکیل شده و بین ای دو جدار را نیز مایعی پر کرده است. جدار داخلی پریکارد که یک لایه بافت همبند احشایی است همان اپیکارد یا لایه‌ی خارجی بافت قلب است. این لایه ضمن حفاظت از لایه‌های زیرین خودش ( میوکارد و اندوکارد) در تولید سلول‌های عضله‌ای صاف ، فیبروبلاست (از سلول‌های بافت همبند) و سلول‌های اندوتلیال که درون عروق خونی کرونری را آستر می‌کند نیز نقش دارد. اما تا کنون هرگز نشان داده نشده بود که در تولید سلول‌های عضله‌ی قلب ( کاردیومیست) نقش دارند. و تا کنون تصور بر این بوده است که سلول‌های لایه‌ی میوکار ( لایه‌ی عضلانی قلب) بعد از دوران جنینی، تقسیم وافزایش تعداد سلول ندارد و بزرگ شدن آن محدود به رشد سلول‌های اولیه است. تا پیش از این تصور نمی‌شد که اپی‌کارد می‌تواند کاردیومیست نیز بسازد اما اکنون مشخص شده است که این لایه این قابلیت را نیز دارد؛ که آن را به تبدیل شدن برخی از سلول‌هایش به سلول‌ها بنیادین نسبت می‌دهند. دو تیم تحقیقاتی بر روی این سلول‌ها مطالعه کردند. یکی از آنها به رهبری ویلیام پو((Wiliam Pu از مؤسسه‌ی سلول بنیادین هارواد در کمبریج و دیگری به رهبری سیلویا ایوان (Sylvia Evan) از دانشگاه کالیفرنیا می‌باشد. هر دو گروه در مطالعات خود به ردیابی دودمان‌های حاصل از سلول‌ها نشاندار(مارک) شده‌ی اپی‌کاردی در موش‌ها پرداختند اما مارکر انتخابی ‌آ‌نها متفاوت بود. تیم پو «عامل رونویسی Wt1» را به عنوان مارکر برگزید. تیم ایوان « عامل رونویسی Tbox » را نشاندار کرد. با این حال هر دو تیم تقریباً نتایج یکسانی گرفتند و در هر دو تجربه، حدود 5٪ از سلول‌های عضله‌ی قلبی در کل چهار حفره‌ی قلب نشاندار شده بودند که حاکی از تولید شدن آنها بعد از به کاربردن مواد نشاندار کننده است. آنچه که در این مطالعات هنوز مشخص نشده است چگونگی تنظیم و تبدیل سلول‌های اولیه‌ به سلول‌های جدید است و اینکه چه هنگام و در چه صورت سرنوشت سلول‌ها تغییر می‌کند و سلول‌های کاردیومیست می‌سازند. منبع: nuthre